الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)
127
مسند الإمام العسكري (ع) (مسند امام عسكرى ع) (فارسى)
راه خودت را برو ! زيرا كه اخبار و احوال تو به ما مىرسد و ما از آن آگاه مىشويم ! » . « 1 » 30 - همو از ادريسبن زياد كفر تو ثائى نقل كرده ، مىگويد : من دربارهء امامان سخن بزرگى را مىگفتم ( غلو مىكردم ) تا اينكه جهت ديدار ابومحمّد عليه السلام به قصد مركز سپاه ( عسكر ) حركت كردم در حالى وارد شدم كه هنوز اثر خستگى سفر در من بود ، خودم را روى سكوى حمّام انداختم ، خوابم برد ، از خواب بيدار نشدم مگر با تازيانهء ابومحمّد كه با آن مرا زد تا بيدار شدم و او را شناختم ، از جا بلند شدم پا و زانويش را بوسيدم در حالى كه او سواره بود و غلامان در اطرافش و نخستين كسى كه مرا آنجا ديد ، گفت : « ادريس ! ( چنان نيست كه تو مىگويى ) بلكه « آنها بندگان شايسته و گرامى خدا هستند ، هرگز در سخن گفتن بر او پيشى نمىگيرند و آنها تنها فرمان او را اجرا مىكنند » . « 2 » گفتم : مولاى من ، همين قدر مرا بس است و من هم تنها براى همين آمدم كه از شما بپرسم ! مىگويد : پس مرا واگذاشت و رفت . « 3 » 31 - از محمّدبن صالح خثعمى نقل كرده است ، مىگويد : تصميم گرفتم تا در نامهام از ابومحمّد عليه السلام راجع به خوردن خربزه بالاى نوشيدنى و راجع به صاحب زنج بپرسم فراموش كردم ، جواب نامهام رسيد : « خربزه بالاى نوشيدنى نبايد خورد كه باعث فلج مىگردد و صاحب زنج از ما اهلبيت نيست » . « 4 » 32 - از محمّدبن موسى نقل كرده ، مىگويد : به ابومحمّد عليه السلام از ديركرد
--> ( 1 ) - مناقب : 2 / 461 . ( 2 ) - انبياء / 26 و 27 . ( 3 ) - مناقب : 2 / 462 . ( 4 ) - همان .